دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

317

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

مشهد و شيخ صفى در اردبيل متمركز شده بود . بجز موارد مذكور - نظير دورهء پيش - به معمارى تدفينى نيز توجه خاصى معطوف شد . درباره خود سازندگان اطلاعات اندكى در دست است . چنين مىنمايد كه غرب و جنوب ايران ، منبع عظيمترين قريحه معماى باشد ؛ و يگانه معمارى كه آثار باقيمانده او مىرساند هنرمندى خلاق و توانمند با سبكى متمايز بوده ، قوام الدين از اهالى شيراز است . عمارات باقيمانده در بردارنده نمايه محدودى از سليقه و الهامات اين دوره است . در مورد شمارى از آثار و بناهاى مهم اين دوره به غير از چند عمارت معروف ، مىبايد بررسى مفصل و علمى صورت گيرد . پيش از دوره صفوى ، ازجمله بناهاى غير مذهبى مهمى كه باقيمانده چند دستگاه كاروانسراست . از معمارى كاخها بندرت مىتوان اثرى مشاهده كرد . آثارى كه تا سده پيش هنوز پابرجا بود به عمد و يا ندانمكارى و غفلت از بين رفت . عوامل طبيعى نيز مزيد برعلت شد ؛ نكته خنده‌دار اينكه بناهاى قديمتر كه از زلزله‌ها جان سالم بدر برده بود در دوره تيمورى تعمير شد ولى بعدها تخريب گرديد . اين عمارات متأخر كه با جاه‌طلبى بيشتر و وسيعتر طراحى شده بود ، فاقد استحكام ساختارى دوره‌هاى پيشين بود . از اين رو در زمان حال هر نوع جستار در اين زمينه موقتى و در معرض تغيير خواهد بود ، چون هر لحظه بررسيها و مطالعات بيشتر به درك و فهم عميقترى مىانجامد . اين مسأله بويژه بستگى به جنبه‌ها و وجوه اجتماعى و كردوكارى معمارى ايران دارد . چشمگيرترين ويژگى معمارى ايران ، تداوم تحول و توسعه آن بود . در اينجا مثل غرب خبرى از تحول ناگهانى نبود . چون در غرب تفسير مجددى از سنت كلاسيك ، رهيافت جديد و كامل از قالبهاى معمارى پديد آورد . مواد و مصالح بناسازى ، آجر - چه پخته و چه خشت - و الوار بود . از سنگ بندرت استفاده مىشد . از ويژگيهاى قوس ، نوك‌تيزى آن بود كه عموما از چهار و يا سه كانون ساخته مىشد ؛ قوس دوكانونى بندرت وجود داشت . قوس مدوّر و مقطع وجود نداشت . نيمرخهاى گنبد بيضوى بود و يا از سه يا چهار كانون ساخته مىشد : در دوره مورد بحث ما گنبد پيازى شكل رواج داشت . مفصلبندى نماى پيشين با كاربندى طاقگان كاذب ، قاببندهاى تورفته و ستونهاى چهارگوش توكار حاصل مىشد . تمام نوآوريها و تجربه‌هاى جديد در كاربست روابط صورى قواعد پذيرفته شده خلاصه مىگشت . مشغله فكرى اصلى معمار از يك سو فضا و روابط صورى و از سوى ديگر تزيين بود . با توسعه رشته‌ها طاقبندى جديد ، امكان ايجاد فضاى مضاعف داخلى فراهم مىشد . بيشترين توجه به پيوند گنبد با اجزاء ديگر بخصوص ايوان با جدار كنارى و مناره‌ها و يا بدون آنها معطوف مىگشت .